X
تبلیغات
Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> به خاطر تو

به خاطر تو
فقط به خاطر تو

کتاب زندگی ام را بخوان و معنا کن

 

دوباره محشری از درد و داغ بر پا کن

 

در آستانه شب ایستاده ام و عجیب

 

دلم گرفته ، غروب مرا تماشا کن

 

به من ستاره ای از هفت آسمان نرسید

 

شب فقیر مرا بی ستاره زیبا کن

 

من آسمانی از ابرم ولی نمیبارم

 

غریبه یک گره از بغض بودنم وا کن

 

تو رود از " ملکوت تکلمت " جاریست

 

مرا مسافر شهر قشنگ دریا کن

 

" پرنده نیستم اما پر خیالم هست"

 

برای پر زدنم آسمان مهیا کن

 

بتاب شعله ی که سرد و تاریکم

 

بتاب و روح مرا پر ز نور و گرما کن

 

شبیه زندگی سنگ ها پر ابهامم

 

مرا تو واژه به واژه بخوان و معنا کن



برای گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا
به پیش درد عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سر گرم بخود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیریست که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست



برای تو می نویسم.... برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست... برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست... برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شده... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود کردی... برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود کردی... برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است... برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است... برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است... برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است... برای تویی که آرزوهایت آرزویم است


+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392ساعت23:44توسط مهرداد | |



 
 
 
در آزادی که هــــــزاران شکـــــــارچـی در کــــــمینند ،
 
 
 زنـــــده بــــاد قفــــــس
 
 
 
 
 
 
دستت را به من بده
 

نترس!
 

با هم خواهیم پرید.
 

من از روی رویاهایی که رو به باد و
 

تو از روی بوته هایی که باران پرست.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
امید و علاقه ی من از تو،
 

اندوه و اضطراب تو از من.
 

واژه ها ،کتاب ها و ترانه های من از تو،
 

سکوت،هراس و تنهایی تو از من.
 

حضور،حیات و حوصله ی من از تو،
 

... تراخم،تشنگی وکسالت تو از من.
 

هلهله،حروف ،هر چه هست من از تو،

 
درد،بلا وبی کسی های تو از من.
 
 
 
 
 
 
دلگیرم از تمام الفبای بی کسی
 

به خصوص این پنج حرف :
 

ف ا ص ل ه
 
 
 
 
 
 
اگر بگویی نه
 

خاموش میشوم
 

مثل شعلله ای حقیر
 

پیش از آنکه حریقی برپا کرده باشد
 

اگر پلکهایت را ببندی
 

تاریک میشوم
 

تاریکتر از دهان منقبض مرگ
 

و تمام میشوم
 
 
 
 
 
 
 
آسمان بارانيست
 

همگي مي گذرند
 

چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و صورتشان
 

اما .....
 

من تنها و رها
 

زير اين سقف سياه
 

گام بر مي دارم بي چتر
 

و به تو مي انديشم !!!!!
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت15:58توسط مهرداد | |